یکی از اساسی ترین مسائل در کشور در رابطه با مبارزه با مفاسد اقتصادی نقش قوای مجریه و قضائیه در مبارزه با فساد است که کارشناسان معتقدند نقش قوه قضائیه در رابطه با این مساله پیشگیری است اما نقش دولت در این رابطه مبارزه در خط مقدم است.
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، شاید یکی از اصلی ترین مشکلات کشور، رخنه فساد در تار و پود جامعه باشد که اگرچه با توجه به رویکرد مبارزه با مفاسد اقتصادی؛ سیستم هر چند وقت یکبار تخلفات بزرگ یا کوچک را شناسایی و با متخلفان آن برخورد قضایی می کند و حتی برای مفسدین اقتصادی مجازات های سنگینی در نظر می گیرد اما علیرغم انتظارات مردم هنوز راهکاری برای به حداقل رسیدن مفاسد اقتصادی در کشور اندیشده نشده و لذا چرخه فساد اقتصادی در کشور ادامه دارد. 
بنابراین درخصوص فساد در کشور سوالات بسیاری مطرح است مبنی بر این که چرا فساد در جامعه ایجاد می شود؟ عوامل ایجاد فساد اقتصادی در کشور چیست؟  راهکار مبارزه با آن چیست؟ نقش دولت و قوه قضائیه در مبارزه با فساد چیست؟ پیشگیری از فساد برعهده کدام قوه است و برخورد با فساد در دولت مهم تر و اثرگذارتر است یا برخورد با مفسد در قوه قضائیه؟ چرا علیرغم انتظار به جای اینکه شاهد کاهش فساد در جامعه باشیم خبرهای مختلفی از بروز فسادهای کلان در جامعه شنیده می شود. آیا این اخبار ناشی از افزایش فساد در جامعه است یا حکایت از مبارزه با فساد و عظم سیستم برای ریشه کن کردن فساد دارد؟ آیا در رابطه با مبارزه با فساد دچار خلاء قانونی و مقررات هستیم؟ 
بنابراین در رابطه با علل و عوامل بروز فساد در جامعه و راهکارهای مبارزه با فساد میزگردی با عنوان «مبارزه با مفاسد اقتصادی» با حضور یحیی مرتب کارشناس اندیشکده شفافیت برای ایران، احسان پرنیان مدیرگروه مبارزه با فساد اندیشکده امیرکبیر و محمد نوری کارشناس حوزه سیاستگذاری،  برگزار شد که در ادامه نقطه نظرات و دیدگاه های این کارشناسان در رابطه با مبارزه با فساد عنوان شده است. بخش اول این میزگرد در ادامه آمده است: 
فارس: کشور با مشکلات اقتصادی فراوانی مواجه است که به عقیده برخی کارشناسان بخشی از این مشکلات ناشی از مفاسد اقتصادی است، به نظر شما  اهمیت و فوریت مبارزه با مفاسد اقتصادی برای حل مشکلات اقتصادی کشور چیست و جایگاه آن چگونه است؟
مرتب: بحث کردن درباره اهمیت و ضرورت مبارزه با مفاسد اقتصادی بی‌ثمر است زیرا آنقدر شاهد فساد در جامعه هستیم که نیازی نیست در مورد ضرورت مبارزه با مفاسد اقتصادی صحبت شود. بلکه این موضوع یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است.
* لزوم احیای لوایح سه گانه مبارزه با مفاسد اقتصادی در مجلس توسط دولت سیزدهم
دولت دوازدهم لوایح  سه‌گانه‌ای درمورد مبارزه با  مفاسد اقتصادی با عناوین «مدیریت تعارض منافع» ، «مبارزه با مفاسد اقتصادی» و «شفافیت» ارائه کرده که از این لوایح، لایحه «شفافیت» توسط مجلس اعلام وصول شده اما هنوز در مجلس مورد بررسی قرار نگرفته است و لایحه «مدیریت تعارض منافع»‌ نیز هنوز توسط مجلس اعلام وصول نشده است و برای لایحه سوم یعنی لایحه «مبارزه با مفاسد اقتصادی» نیز معلوم نیست که چه اتفاقی افتاده است. لذا شاید اولین، جدی‌ترین، مهمترین و بدیهی‌ترین اقدامی که این دولت باید انجام دهد احیای این لوایح یا ارائه دادن لوایحی از این قبیل است.
مبارزه با فساد جناحی نیست و اقدامات کارشناسی دولت دوازدهم مزایای خوبی داشته و باطل محض نبوده که از جمله آن مزایا همین لوایح سه‌گانه است که می‌توان از مزایای آن بهره‌مند شد و معایب آن را از بین برد لذا دولت سیزدهم می‌تواند این لوایح را دوباره در مجلس شورای اسلامی مطرح و مورد بررسی قرار دهد.

پرنیان:  آقای مرتب بیان داشتند که پرداختن به موضوع مبارزه با مفاسد اقتصادی به دلیل وجود فساد امری بدیهی و روشن است، به نظرم در رابطه با اینکه موضوع مبارزه با فساد باید در اولویت مسائل کشور باشد یا خیر؟ همچنان بحث وجود دارد.
در رابطه با این موضوع به ظواهر کاری ندارم بالاخره در سخنرانی‌ها و امثال آن همه می‌گویند پرداختن به موضوع فساد حائز اهمیت است و برای کشور اولویت دارد اما اولویت فساد در پس ذهن افراد واقعاً‌ هنوز هم جای بحث دارد و این بحث‌ها موضوعاتی پنهانی نیستند بلکه عده‌ای معتقدند که لازم نیست که مشخصاً‌ به مقوله مبارزه با فساد پرداخته شود بلکه باید به توسعه اقتصادی پرداخت و بعدا فساد کاهش می یابد.
این افراد معتقدند یا باید کارهایی انجام دهند که فساد کاهش یابد به این صورت که رشد اقتصادی در کشور ایجاد شود، نظم در کشور حاکم شود، آرامش در کشور ایجاد شود، توسعه حاصل شود و این مسیر طی شود تا آهسته آهسته به کاهش فساد دست یابیم.
* مبارزه با فساد مقدم بر هر اقدام دیگری است
بنابراین با توجه به چنین دیدگاهی من هنوز نمی‌دانم که در دولت آقای رئیسی چقدر به موضوع فساد ضریب داده می‌شود و آیا این موضوع واقعاً جزء اولویت‌های رئیس‌جمهور منتخب مردم هست یا خیر؟ اما امیدواریم اینگونه باشد چون ما معتقدیم مبارزه با فساد مقدم بر هر اقدام دیگری است و نمی‌توان رشد اقتصادی و ثبات اقتصادی را بدون آن رقم زد و دستیابی به این مسائل در صورتی امکانپذیر است که بیماری فساد درمان شود.
مقام معظم رهبری در خرداد 83 فرمودند که «از جمله مهمترین کارها مبارزه با فساد است، مبارزه با فساد یک جنبه اخلاقی محض نیست، اداره کشور متوقف به مبارزه با فساد است»، فرمایش ایشان در مورد مساله مبارزه با فساد بسیار دارای اهمیت است و بنظرم بسیاری دعواها را تعیین تکلیف می کند. 
نوری: در رابطه با اهمیت و ضرورت مبارزه با فساد به جمله‌ای از مقام معظم رهبری اکتفا می‌کنم که ایشان در شهریور 82 فرمودند: «مشروعیت من و شما (دولت) وابسته به مبارزه با فساد، تبعیض و نیز عدالت‌خواهی است» لذا به نظر من این جمله نشان‌دهنده آن است که در رؤس بالای نظام همیشه دغدغه مبارزه با فساد وجود داشته است اما مسأله آن است که چه ساز و کار و سیستمی طراحی شده است که آن دغدغه دلالت عینی پیدا کند و به سیستمی تبدیل شود که خروجی آن را پوشش دهد و به نتیجه برساند.
فساد یعنی خرابی سیستمی که قرار است به یک سیستم بهتر تبدیل شود باید درست کار کند و پیشرفت داشته باشد وقتی خراب می‌شود و فاسد می‌شود طبیعتاً‌ به تعالی هم نمی‌رسد و لذا مشروعیت کل این سیستم در گرو آن است که یک روند بهینه و ادامه‌دار داشته باشد تا فساد را کاهش دهد.
فارس: مباحثی مطرح است مبنی بر اینکه مبارزه با مفاسد اقتصادی وظیفه اصلی قوه قضائیه است و اصولاً دولت در این زمینه وظیفه مهم و جدی بر عهده ندارد. از نظر شما نقش دولت در مبارزه با مفاسد اقتصادی چیست؟
مرتب: مشتاق‌ خان به عنوان یک اقتصاددان در خصوص مبارزه با فساد بحث مفصلی را مطرح کرده است مبنی بر اینکه آیا اول باید توسعه یابیم و بعد فساد از بین برود یا اول باید با فساد مبارزه کنیم و بعد توسعه یابیم.
لذا در تکمیل مباحثی که دوستان مطرح کردند می‌گویم که فساد یک مسأله خطی نیست که بگوییم باید در ابتدا حل شود و بعد به کارهای دیگر پرداخت بلکه فساد مانند فرآیند رشد است و باید در حین پرداختن به وظایف دولت و خدمات اصلی آن با فساد نیز مبارزه شود، بنابراین در دنیا اصولاً اینطور نیست که بگویند ما در ابتدا مسأله فساد را تمام کرده‌ایم و اکنون توسعه یافته شده‌ایم.
* قوه قضائیه وظیفه پیشگیری از فساد را برعهده دارد
مسأله فساد یک فرآیند کاملاً در هم تنیده است اما در رابطه با اینکه مبارزه با فساد وظیفه دولت است یا قوه قضائیه باید به این نکته اشاره کنم که بر اساس بند 5 اصل 56 قانون اساسی یکی از وظایف اصلی قوه قضائیه پیشگیری است بنابراین برخلاف تصور ما که وظیفه قوه قضائیه را در مبارزه با فساد را برخورد می‌دانیم اما در قانون اساسی به صراحت آمده است که قوه قضائیه وظیفه پیشگیری را هم بر عهده دارد لذا اگر به وظایفش عمل نکرده یعنی وظایفش را درست انجام نداده است.
* گلوگاه های ایجاد فساد دست دولت است
اما چرا نقش دولت در مبارزه با فساد مهم است؟ اول اینکه مبتنی بر قانون اساسی بسیاری از اختیارات اجرایی که طبیعتاً گلوگاه‌های فساد نیز همانجاست دست دولت است و به همین دلیل موقعیت‌های فساد بیشتری برای دولت ایجاد می‌شود. از طرفی با وجود اختیارات و بودجه هنگفتی که دولت در اختیار دارد بنابراین زمینه‌های ایجاد فساد بیشتر در دولت فراهم می‌شود اما قوای دیگر اگر چه زمینه فساد را دارند توانمندی آنها در رابطه با فساد مانند دولت نیست لذا طبیعتاً‌ برای بحث فساد دولت نسبت به سایر بخش‌ها مورد توجه‌تر است.
* دولت در خط مقدم مبارزه با فساد قرار دارد
پرنیان: در تکمیل فرمایش آقای مرتب و در رابطه با دوگانه اهمیت نقش دولت یا قوه قضائیه در رابطه با مبارزه با فساد بحث بسیار است من هم نمی‌دانم به چه علت تا این اندازه در مورد این مسأله بحث می‌شود اما صحبت‌های آقای مرتب درست است. کارکرد قوه قضائیه در رابطه با موضوع مقابله با فساد کارکردی پیشگیرانه است اما دولت  در خط مقدم درگیر با مسائل است.

احسان پرنیان مدیر گروه مبارزه با فساد اندیشکده امیرکبیر
به اعتقاد من حضور آقای رئیسی در قوه قضائیه در زمینه مبارزه با فساد بسیار موثرتر بود، لذا اگر ایشان همان خیزی را که در قوه قضائیه در رابطه با مساله مبارزه با فساد برداشته بود را ادامه می داد بسیار می توانست موثر باشد و در بلند مدت کارهای ایشان در بحث مبارزه با فساد می توانست اثرات عمری برای کشور داشته باشد.
* دولت پیشانی مبارزه با فساد است 
از آنجا که در دولت بصورت پیش دستانه می توان با فساد مبارزه کرد بنابراین دولت نقش موثری می تواند در مبارزه با فساد داشته. درفرمایشات مقام معظم رهبری پیشانی مبارزه با فساد دولت عنوان می‌شود، نه از این جهت که جاهای دیگر نباید اقدامی کنند یا اینکه نقش قوه قضائیه پیشگیری نیست بلکه از این جهت که اگر کسی در رأس دولت قرار می‌گیرد باید واقعاً عزم مبارزه با فساد داشته باشد زیرا اینجا خط مقدم کار است و ورود داوطلبانه به مقوله مبارزه با فساد در خط مقدم سریع‌تر، راحت‌تر و با هزینه کمتر امکانپذیر است تا اینکه از جایی دیگر با بگیر و ببند مبارزه با فساد انجام شود.
بنابراین من تفاوت کار در مبارزه با فساد را در این می‌بینم که کار مبارزه با فساد در قوه قضائیه از جنس پیشگیری است و کار در این بخش بلندمدت تر و ساختاری‌تر است اما در دولت یک مقدار اجرایی‌تر و عملیاتی‌تر است و با هزینه کمتر و سریع‌تر انجام می‌شود اما به نظرم پایداری آن کمتر خواهد بود زیرا با توجه به ساختارهای نرم با تغییر دولت‌ها به راحتی قابل تغییر است.
نوری:‌ اگر جامعه و کشور را به مثابه بدن انسان در نظر بگیریم سیستم ایمنی است که در هر حال وظیفه دارد که از خراب شدن و از کار افتادن هر یک از اندام‌ها جلوگیری کند لذا یکی از خصیصه‌های هر نظامی مکانیسمی است که طراحی شده تا از فساد پیشگیری و با آن مبارزه کند. 
بنابراین اگر امروز تصمیم می‌گیریم تا با فساد به صورت جدی‌تر مبارزه کنیم به این معنا نیست که همزمان همه کارها را انجام دهیم بلکه اگر دولت یا مجموعه‌ای قصد مبارزه با فساد را دارد باید در اولویت‌هایش برای این کار دقت کند همچنین بداند که چه چیزهایی علت بیشتر فسادها است و منابع محدود را به درستی تخصیص دهد بر این اساس دولت نقش بسیار مهم‌تری دارد اما همه این‌ها باید با هم هماهنگ باشند.
در رابطه با موضوع فساد باید کار به صورتی مدیریت شود تا از تکرار آن جلوگیری شود و فقط مبارزه با فساد کافی نیست به عنوان مثال در رابطه با برخورد با دزد اگر پلیس هر چقدر قوی باشد که دزدان را دستگیر کند و آنها را تحویل قوه قضائیه دهد و در آنجا برخورد مناسبی نشود تا مادامی که این مساله به صورت ریشه ای حل نشود با هم  با خروج دزدان از زندان احتمال وقوع و تکرار دزدی و تکرار بی‌نهایت این پروسه وجود دارد.
* هماهنگی و اولویت بندی لازمه مبارزه با فساد در مجموعه قوای دولت
مبارزه با فساد در مجموعه قوای دولت نیازمند یک هماهنگی و اولویت‌بندی درست است اگر چه نقش دولت از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا بسیاری وقت‌ها گلوگاه تخصیص بودجه و تعیین اولویت‌ها برای اینکه پیشرفت کارها زودتر محقق شود با دولت است اما این اصلا به این معنا نیست که نقش دیگر قوا اهمیتی ندارد. 
* قوه مجریه در راس کار کشورهای موفق در امر مبارزه با فساد
مرتب: بررسی تجربه دنیا در رابطه با مسأله مبارزه با فساد نشان می‌دهد که کشورهای موفق در این رابطه کشورهایی بوده‌اند که قوه مجریه در این رابطه در رأس کار و به عبارتی در وسط میدان بوده‌ است. در این رابطه به ذکر دو مثال می‌پردازم یکی اقدام دیوید کامرون نخست‌وزیر انگلستان در خصوص مطرح کردن باب شفافیت است که با این مسأله کارهای بسیار عظیمی انجام داد.
در مساله مبارزه با فساد خود راس و نه حتی وزرا و دیگران بلکه دقیقا رئیس جمهور و رئیس قوه قضائیه باید توجیه باشند. 
 
همچنین جان‌اف‌ کندی رئیس‌جمهور وقت آمریکا در دهه 60 میلادی پیام مفصلی به کنگره نوشت که در آنجا برای اولین بار اعلام شد که برای مبارزه با فساد سیاست‌مان تغییر کرده و در این رابطه از سیاست سخت به سیاست نرم می‌رویم و لذا به جای بگیر و ببند اقدام به پیشگیری می‌کنیم و در واقع جان‌اف‌ کندی در آنجا مسأله تعارض منافع را برای اولین بار مطرح کرد که ما می‌خواهیم به طور جدی با تعارض منافع مبارزه کنیم. بنابراین در مسأله مبارزه با فساد خود رأس و نه حتی وزرا و دیگران بلکه دقیقا رئیس‌جمهور و رئیس قوه قضائیه باید توجیه باشند تا این کار پیش رود و اگر توجیه نباشند هر قانون و هر سیاستی که مجلس تعیین کند و هر اجباری که قوه قضائیه انجام دهد نتیجه‌بخش نخواهد بود.
فارس: مسأله فساد در ایران و در اوایل انقلاب در بین مردم و جامعه بسیار کمتر مطرح بود اما با گذشت سال‌ها از انقلاب و به خصوص در سال‌های اخیر این مسأله در جامعه بیشتر مطرح است و تصور مردم این است که فساد در جامعه دائما در حال افزایش است دلیل این مسأله چیست؟
مرتب: فساد مقوله‌ای قابل درک است و نه قابل سنجش لذا شاخص CPI هم ادراک از فساد را می‌سنجد نه خود فساد را، چیزی هم که مردم حس می‌کنند ادراک از فساد است نه آن واقعیت فساد یعنی ممکن است در جامعه‌ای هیچ فسادی وجود نداشته باشد اما مردم احساس می‌کنند که خیلی فساد رخ می‌دهد یعنی ادراک با واقعیت می‌تواند تفاوت فاحشی داشته باشد.

یحیی مرتب کارشناس اندیشکده شفافیت برای ایران
امنیت هم همین طور است یعنی ممکن است شما ادراک از امنیت داشته باشید اما امنیت نداشته باشید و بالعکس بنابراین برای شکل‌گیری ادراک فساد دو فاکتور اصلی وجود دارد یکی بسامد و یکی سایز فساد است لذا ممکن است سایز و اندازه فساد کوچک باشد اما بعلت بسامد و تکرار زیاد آن فساد هرچند کوچک اداراک از فساد بسیار زیاد باشد. 
بنابراین اگر بخواهیم واقعی نگاه کنیم و با آمار دقیق بسنجیم شاید فساد در کشور ما از بسیاری از کشورها کمتر باشد ( البته باید سنجیده شود) اما چون  هر دو عامل افزایش ادارک فساد را داشته ایم یعنی هم سایز فسادهای بزرگ مثل فساد 3 هزار میلیارد تومانی و 120 هزار میلیارد تومانی و از آن طرف هم بسامد فسادهای خرد و ریز زیاد بوده است و با مواردی مانند رشوه‌گیری مردم زیاد مواجه شده‌اند لذا این تصور ایجاد می‌شود که فساد در کشور زیاد است.
با توجه به این مسائل اگر از مردم پرسیده شود فساد در مملکت چقدر است در پاسخ خواهند گفت که خیلی زیاد؛ لذا من احساس می‌کنم که دو فاکتور ذکر شده در ادراک از فساد بسیار مؤثر است در حالی که امکان دارد در جمهوری اسلامی ایران فساد از کشورهای دیگر کمتر هم باشد و طبیعتا نمی توان از میزان فساد در کشور آمار دقیقی داد و باید سنجیده شود. 
* فساد در حال زیاد شدن است
پرنیان: اینکه گفته می‌شود فساد در حال زیاد شدن است، بله زیاد می‌شود در شاخص CPI هم که شاخص ادراک فساد است وضعیت خوبی نداریم. فساد دارد بیشتر می‌شود و به نظرم وقتی اقدامی برای مبارزه با آن انجام نمی‌شود کاملا طبیعی است که بیشتر شود.
فساد یک موجود مرده نیست بلکه موجودی زنده است و مانند یک موجود زنده رفتار می‌کند و لذا وقتی در برخورد با یک پدیده زنده در نقطه ثابت قرار گرفته‌اید و کار خاصی انجام نمی‌دهید این طور نیست که آن پدیده ثابت بماند و کاری انجام ندهد بلکه آن پدیده در حال رشد به کار خود ادامه می‌دهد لذا به نظر من فساد بیشتر شده است اما نه به این دلیل که جامعه به هم ریخته است بلکه افزایش فساد به این علت است که فساد یک پدیده در حال رشد است و از ابتدای انقلاب اسلامی تا کنون فساد از حالت ابتدایی و رشد نیافته طی این 40 سال به مرور رشد کرده است به طوری که در پرونده‌های اخیر مفاسد اقتصادی ابداعات و خلاقیت‌های عجیب و غریبی مشاهده می‌شود که به ذهن انسان خطور هم نمی‌کند بنابراین اگر سیستم مبارزه با فساد ثابت و قدیمی باشد در دنیای امروز پاسخگو نخواهد بود و باید مطابق شرایط روز توسعه یابد.
* حساب های بی هویت بانکی عاملی برای رشد مفاسد اقتصادی
یکی از مثال‌های روشن درباره فساد علیرغم رشد تکنولوژی وجود حساب‌های بی‌هویت در کشور است و در همین سال 1400، میلیون‌ها حساب بانکی بی‌هویت در کشور وجود دارد که اگر فقط 100 تا از این حساب‌ها در کشور وجود داشته باشد برای پولشویی کافی است. لذا وقتی شرایط اینگونه است کاملاً مسلم است که فساد رشد می‌کند و از طرفی خود فساد رشد می‌کند و حرفه‌‌ای‌تر می‌شود.
دوم اینکه فساد مانند یک بیماری مسری است در حوزه علوم اجتماعی در رابطه با مسری بودن فساد زیاد بحث می‌شود مبنی بر اینکه وقتی در جامعه‌ای زندگی می‌کنید که به دلیل پدیده شوم فساد روز به روز اختلاف اجتماعی بیشتر می‌شود فردی که تا دیروز حتی اگر موقعیت ارتکاب فساد را داشته است به فساد گرایش نداشته وقتی می‌بیند همکار، دوست و آشنایانش به علت ارتکاب به فساد رشد کرده‌اند و موقعیت و یا ثروت بیشتر به دست آورده‌اند لذا آن فرد هم به سمت فساد تمایل می‌یابد و بنابراین آدم‌ها در این فضا آلوده می‌شوند و فساد پدیده‌ای است که خودش را تقویت می‌کند و اگر جلوی آن گرفته نشود به صورت تصاعدی رشد می‌کند.
فارس:‌آیا انگیزه در بین مسؤولان امر برای مبارزه با فساد وجود نداشته و یا اینکه اتفاقا برخی برای رسیدن به برخی اهداف در پی ایجاد فساد هستند، شرایط کشور ما چگونه است؟
نوری: داشتن انگیزه در سیستم مبارزه با فساد مهم است اما مهمتر از آن، این است که در سیستم مبارزه با فساد شایسته‌سالاری حاکم باشد.
وقتی بحث انگیزه پیش می‌آید بحث توانمندسازی مطرح می‌شود چون ممکن است کسی انگیزه داشته باشد اما توانمندی لازم را برای انجام اصلاحات از جمله مبارزه با فساد نداشته باشد.
در مجموع راه حل و راهکارها دارای جزئیات و کلیاتی هستند که برای موفقیت باید به هر دو بخش آن بصورت دقیق پرداخته شود زیرا بزرگترین اقدامات حتی در سطح ملی نیز بعضا به علت عدم توجه کافی به جزئیات شکست خورده است و این در حالی است که هنوز از این مساله درسی گرفته نشده است. 

محمد نوری کارشناس حوزه سیاستگذاری
لایحه مدیریت تعارض منافع صرفا کلیات خیلی خوبی دارد و از آنجا که همه نسبت به آن احساس مثبتی دارند لذا دوست دارند این لایحه به سرانجام برسد اما وقتی جزئیات آن بررسی می شود دارای اشکالات مهمی است. 
شخصا معتقدم که یکی از بهترین و حرفه ای ترین روش ها که می توان یک موضوعی را زمین گیر کرد این است که آن موضوع ناقص اجرا شود و لذا شاید تا سال ها شخص یا گروهی به سمت انجام مجدد آن کار نروند. بنابراین برای موفقیت در راهکارها باید به صورت دقیق به جزئیات آن پرداخت به عنوان مثال معاون رئیس قوه قضائیه سابق دچار فساد مالی شده است، حال این سوال مطرح می شود که با مشخص شدن این مساله چه برنامه ریزی صورت گرفته که چنین موضوعی دوباره تکرار نشود لذا مبارزه با فساد خوب است اما مهمتر از آن پیشگیری است. 
چند سال پیش موضوع فساد شهرام جزایری مطرح شد و پس از آن نیز موارد دیگر مانند بابک زنجانی و رفته رفته دیدیم که سایز فساد بزرگ و بزرگتر شد و در واقع آزاردهندگی آنها بیشتر می شود اما چه کرده ایم و چه تمهیدات دقیق و کارشناسی انجام شده تا به اصطلاح از یک سوراخ دوبار گزیده نشویم. 
* عدم بروزرسانی سیستم های پیشگیری از فساد عاملی برای بروز فساد در جامعه
بعضی وقت ها حرف هایی می شنویم که می گویند ایرانی ها بسیار باهوشند و قشری از ایرانیان که مرتکب فساد می شوند بسیار پیچیده فساد می کنند و خلاصه اینکه ما خیلی باهوش هستیم و پیچیده فساد می کنیم در صورتی که بروز فساد در جامعه و کشور ما به علت عدم بروزرسانی سیستم های پیشگیری از فساد است و در واقع فساد بسیار ساده اتفاق می افتد. 
لذا موضوعاتی که برای جلوگیری از بروز فساد در بسیاری از کشورهای پیشرفته حل شده است در کشور ما هنوز حل نشده است به عنوان مثال در بسیاری از جاهها ما هنوز متکی به کاغذ هستیم و سامانه ها نیز به معنای واقعی سامانه نیستند و هوشی پشت آن نیست و صحت سنجی، کنترل و پیشگیری در سامانه ها وجود ندارد و چه بسا چنین پارادیمی فساد را ساده تر می کند و تا دیروز که امضاء شخصی در پای برگه دلالت بر اقدام کاری می کرد اکنون با استفاده از ابزار توکن به جای امضا بدون اینکه مقام مسئول مطلع باشد امکان مهر و تایید توسط شخص دیگر مثل کارمند آن مسئول وجود دارد و به راحتی فسادی رخ می دهد. 
بنابراین اگرچه انگیزه در مبارزه با فساد اهمیت دارد اما شایسته سالاری مهمتر است و پرداختن به جزئیات دقیق راهکارها برای رفع مسائل حائز اهمیت است زیرا گاهی با توجه به اشکال در جزئیات طرح ها، طرح به ضد خودش بدل می شود و این یکی از بدترین چیزهایی است که می تواند در سطح ملی اتفاق بیفتد. 
* پایین بودن سواد مبارزه با فساد در کشور
مرتب: من خیلی خوشبینانه می خواهم به قضیه بپردازم، همه دغدغه دارند، همه می خواهند که فساد از بین برود و نباشد اما نکته این است که واقعا سوادش را ندارند. سواد مبارزه با فساد در کشور ما بسیار پایین است که البته تا حدی نیز این مساله طبیعی است زیرا تجربه حکمرانی ما 40 ساله است در حالی که برخی از کشورها حدود 400 سال تجربه دارند و اگرچه نمی خواهم فساد را در کشور توجیه کنم اما تجربه حکمرانی در مبارزه با این مساله موثر است لذا دغدغه مبارزه با فساد وجود دارد اما سواد آن وجود ندارد بطوری که ملاحظه می شود دو اصطلاح «شفافیت» و «تعارض منافع» وارد کشور شده است اما به جای اینکه در رابطه با این دو موضوع تحقیق و بررسی صورت گیرند و به درستی فهمیده شود به مبتذل ترین و تبلیغاتی ترین شیوه ممکن از آن استفاده می شود، لذا برخی بدون اینکه بفهمند این عبارات کجا باید استفاده شود و معنایش چیست، هر جایی می روند استفاده می کنند. زیرا به دنبال روزمه ساختن برای خودشان هستند. 
برخی از مسئولان بدون اینکه موضوع تعارض منافع را به درستی فهمیده باشند فقط برای اینکه بگویند بلد هستند و می دانند، همه چیز را به تعارض منافع ربط می دهند در حالی که این مسائل واقعا آسیب زا است. 
شفافیت هم برای بسیاری از مسئولین فهم نشده است، شفافیت هیچ مساله ای را حل نمی کند زیرا شفافیت صرفا برای این است که روشن کند شما چه مساله ای دارید. شفافیت راه حل نیست بلکه شفافیت به شما نشان می دهد که درد دارید. بنابراین گاهی مطالب خوب فهم نمی شود زیرا نمایندگان و مسئولین ما می خواهند انقلابی حرف بزنند و به علت عدم هم دقیق از مطالب گاهی به انقلابی حرف زدن شعاری می شود. 
پایان بخش اول
ادامه دارد

source

توسط ecokhabari

دیدگاهتان را بنویسید